1396/5/14 شنبه

خانم مهری یزدانی

متولد 1339 طالقان.
سطح یک حوزه فوق دیپلم کامپیوتر. سابقه 6 ماه حضور در جبهه در منطقه سرپل ذهاب پادگان ابوذر ، بیمارستان ولی عصر.عج از لشگر 25 کربلا سال 1360- همسر جانباز شاکری؛ - ازدواج بهمن
  1360 خدمت حضرت امام خمینی.ره فعالیت ها: مسوول بخش خواهران هیات رزمندگان اسلام سرتاسر کشور(از سال 79 تا 85) رسیدگی داوطلبانه به امور همسران و جانبازان شیمیایی و اعصاب روان (از سال 69 تا 77) فعالیت در قالب تشکل همسران جانباز (کوثر) (از سال 77 تاکنون)؛ سنگ صبور جامعه همسران جانبازان اعصاب و روان؛ انجام امور خیریه و کمک رسانی به خانواده جانبازان بی بضاعت از قبیل: ساخت دو باب منزل مسکونی در ورامین برای جانبازان، تهیه لوازم منزل، تهیه اقلام مورد نیاز خوراکی، رسیدگی به مشکلات جانبازان از طریق پیگیری از نهادهای مختلف، رسیدگی به امور 70 بانوی جانباز و مجرد که به خاطر مجروحیت از نعمت ازدواج محروم شده اند.
بعد از انقلاب در کمیته، بسیج، سپاه و جهاد سازندگی فعالیت کرد هرجا احساس نیاز بود حضور پیدا می‌کرد حتی در این فعالیت‌ها بنایی، کار کشاورزی و زمین هم درو کرده‌است. از انجام هر کاری که به انقلاب کمک می‌کرد اِبایی نداشت.
در جنگ تحمیلی در بیمارستان منطقه سرپل‌ذهاب امدادگر بیمارستان شد. در سن 20 سالگی با جانباز ِ قطع دو دست و از دو چشم، نابینا ازدواج کرد. خانواده از این تصمیم ازدواج  با آقای شاکری ناراضی بود. امام خمینی(ره) عقد ازدواجش را خواندند. در این باره می گوید: «به محضر امام خمینی رفتیم. پدرم هم حضور داشتند. به محض رسیدن به محضر امام، پدر دست امام را بوسیدند و گریه کردند. نمی‌دانم چگونه برایتان توصیف کنم. نفس امام خمینی پدرم را از این رو به آن رو کرده بود. بعد از عقد پدر برایمان مراسم مفصلی گرفت. آخر وقت بود و من می‌خواستم به خانه بروم. مادرم آمد تا مرا بدرقه کند، دست آقای شاکری را بوسید و گفت دخترم شیرم را حلالت نمی‌کنم اگر ایشان از شما ناراضی باشند. نمی‌دانم نفس مسیحایی امام چه کرده بود که همه چیز برعکس شده بود. همه آن مخالفت‌ها و مشکلات بعد از عقد در محضر امام به فراموشی سپرده شد.» امام در 19 بهمن ماه سال 60 امام خمینی عقد ما را خواند و در 25 فروردین سال 61 پیام عجیبی دادند و تصمیم و انتخاب ایشان را با این پیام خود مورد لطف قرار دادند. «در بخشی از پیام امام خمینی آمده استآنچه بـرای مـن یک خاطره فرامـوش نشـدنـی است, با اینکه تمام صحنه ها چنیـن است, ازدواج یک دختر جـوان با یک پاسدار عزیز است که در جنگ هـر دو دست خـود را از دست داده و از دو چشـــم آسیب دیده بـود. آن دختر شجاع با روحی بزرگ و سرشار از صفا و صمیمیت گفت: حال که نتوانستـم به جبهه بروم, بگذار با این ازدواج دیـن خـود را به انقلاب و به دینـم ادا کرده باشـم. عظمت روحانی ایـن صحنه و ارزش انسـانـی و نغمه هـای الهی آنـان را نـویسنـدگــان, شاعران, گـوینـدگان, نقاشـان, هنـرپیشگان, عارفان, فیلسـوفـان, فقیهان و هر کـس را که شماها فرض کنید, نمـی تـواننـد بیان و یا ترسیـم کنند و فداکاری و خداجـویی و معنـویت ایـن دختر بزرگ را هیچ کـس نمی تـواند با معیارهای رایج ارزیابی کند. شما بـا ایـن ازدواج قلب امام زمان(ع) را شاد کـردید.» حاصل ازدواج مجتبی شاکری و مهری یزدانی سه پسر است.
دانلود فایل:
t_video5771492312660050197.mp4
حجم فایل: 3.43 MB
 
محمدحسن اسایش
1
0
1396/5/31 23:53:53
خداوند به این بانوی فداکار اجر فراوان کرامت فرمایدََانشا؛الله

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر

اخبــار مــرتبــط